ملا شيخعلى گيلانى

63

تاريخ مازندران ( فارسى )

وى سعيدآباد رويان بنا نهاده ، پس از سه سال معزول شد و عمر بن العلا « 1 » باز به حكومت ولايت آمده و سعيدآباد را تمام ساخت و عمرو كلاتهء آمل [ از اوست ] بازارى نيز در آنجا به اتمام رسانيد . در عهد حكومت او اهالى طبرستان و مازندران ، ونداد بن هرمز بن النداى بن سوخرا را به سلطنت برداشته ، يك روز صباح تا چاشت موازى شصت هزار اعراب را به قتل آوردند . اكثر زنان ولايت را خواسته بودند [ تا شوهران خود را بكشند ] آن زنان دستهاى مردان را بسته ، به اهالى ولايت مىسپردند . مهدى بن ابو جعفر ، اعراب را فرستاده مدتى با ونداد جنگها كردند ، ليكن فتح ميسر نشد . هارون الرشيد در حينى كه به مدافعت رافع بن ليث بن نصر بن سيار كه در خراسان خروج كرده ، حاكم بلخ را كشته و كار او بالا گرفت ، متوجه خراسان بود و در رى چند روز مكث نموده ، ونداد بن هرمز را نزد خود طلبيد ، وى پيمان را به ايمان ، مؤكد ساخته ، رفت و خراج پذيرفته بازآمد . و بعد از فوت ونداد ، پسرش قارن نشسته ، او نيز فوت شد . مازيار ولد او به جاى پدر قرار گرفت . او بغايت ظالم بود . مىگويند از تميشه تا تنكابن همه‌جا بالاى كوه را خندق زده ، در هر نيم‌فرسنگى در دروازه‌اى قرار داده ، محافظان گماشته بود كه بىرخصت او كسى نتواند در عراق رفت و خبر جور و ستم او به خلفا رسانيد . خلفا بعضى از كسان خود در ديار طبرستان نگاه داشته بودند تا مازيار بر رعايا ستم نكند . گماشتگان هرچند عرضه‌داشتهاى مشتمل بر جفا و ستم مازيار در رى نزد شخصى مىفرستادند تا وى در بغداد ارسال نمايد ، آن خائن عرضها را به مازيار مىفرستاد و از او انعام وافر مىيافت و مقرر بوده كه خراج مازندران را به حاكم خراسان بدهند ، تا او داخل خراج ولايت خود ساخته ، به دار الخلافه و اصل سازد . مازيار به

--> ( 1 ) - اصل : عمرو بن العلاء .